چه سوز ممتدی در پیش داریم
گمان و شایدی در پیش داریم
لبت را بر لبم بگذار بانو!
زمستان بدی در پیش داریم
.
چه زرد روشن باز قشنگی
چه پرهای پر از ناز قشنگی
قناری در قفس هی گریه میکرد
تو میگفتی: چه آواز قشنگی!
.
به سمت دورهای دور میبرد
به قرن چندم انگور میبرد
قطاری میگذشت از چشمهایت
مرا با خود به نیشابور میبرد
.
چه طرحی با کدامین رنگ آیا
شکستن با کدام آهنگ آیا
دل کودک، و یا بال پرنده؟
چه تصمیمی بگیرد سنگ آیا!
.
جهانی غرق در ناباوری بود
زبان مادری، نامادری بود
یکی نانش کپک بسته، یکی هم
به فکر قرصهای لاغری بود
.
فقط حدسی، فقط وهمی مترسک
چه بی احساس و بیرحمی مترسک
هزاران سفره گنجشک خالی است
چرا چیزی نمیفهمی مترسک؟
.
به غیر از تو درین اطلس که باشد؟
پناه لحظههای گس که باشد؟
بگردم دور چشمان قشنگت
تو در فکرم نباشی، پس که باشد؟
.
به حلقوم و فشارش فکر میکرد
به اسم مستعارش فکر میکرد
طناب، از تاببازی خسته بود و
به نقش روی دارش فکر میکرد
.
کنارم چند برگ توت بگذار
دو پلکم را به هم مبهوت بگذار
میان سینهام چیزی شکسته
مرا آرام در تابوت بگذار
.
زمین از یاد خواهد برد ما را
پر از بیداد خواهد برد ما را
تو باید گیسوانت را ببافی
وگرنه باد خواهد برد ما را
.
هوا معمولی و... نم نم نمیزد
دلی از مهربانی دم نمیزد
جنازه... گربهای توی خیابان
کسی یک نیش ترمز هم نمیزد
.
جهان محو نگاه توست بانو
حسود قرص ماه توست بانو
مهم دلتنگی شبهای من نیست
مهم چشم سیاه توست بانو!
شهراد میدری
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی