بهکارگیری نرمافزار CRM
-
تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 0:27
بیش از سه دهه است که شرکت ویکترکس در بازار ساخت محصولات پلیمری پیشتاز است. محصولات این شرکت در صنایع مختلف به عملکرد بهتر شرکت ها کمک میکنند. مثلاً راهکار ثبت شده مواد سبک این شرکت که قطعات صنعتی سنگین را با قطعات سبک جایگزین میکنند؛ به این ترتیب طول عمر ابزار و تجهیزات تولید در محیطهای تحت فرسایش ب...
نرم افزار CRM چه کاری انجام می دهد؟
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:44
قبلا در مطلبی با عنوان "چرا نرم افزار CRM ؟" در خصوص مزایای استفاده از نرم افزار CRM نسبت به سایر نرم افزارهای CRM توضیح دادیم. در این مطلب درباره اینکه نرم افزار CRM چه کاری می تواند انجام دهد، می نویسیم. اتوماسیون فرآیند فروش امکانات نرم افزار CRM به صورت موثر و دقیقی به مدیریت فرآیند فروش در مجمو...
عنوان اولین مطلب آزمایشی من
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 20:56
این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وق
عنوان دومین مطلب آزمایشی من
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 20:56
این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کارب
پنجشنبه...
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
+این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند بدرود دست و گیتار، سیگار پشت سیگار ماسیده شد تماشا، بر میله میله پولاد در یک تنور نمدار، سیگار پشت سیگار ++گرچه میگویند این دنیا، بهغیر از خواب نیست ای اجل! مهماننوازی کن که دیگر تاب نیست!
بنفش
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
صبح بخیر بنفش تو از آن سوی گوشی تلفن جنگلی را در من رویاند نزار قبانی
امیدواری
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
به شب و پنجره بسپار که بر می گردم عشق را زنده نگه دار که بر می گردم بس کن این سر زنش "رفتی و بد کردی" را دست از این خاطره بردار که بر می گردم دو سه روزی هم - اگر چند - تحمل سخت است تکیه کن بر تن دیوار که بر می گردم بین ما پیشترک هر سخنی بود گذشت عاشق
چاقوی زنجانی...
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
با ابرها چه غصهی پنهانیست؟ این عصرِ چندشنبهی بارانیست؟ با چتر آمدی و نفهمیدی دنیا که زیرِ چترِ تو تنها نیست! من خستهام، پیادهرویی خیسم داغم همیشه در دلِ پیشانیست وقتی که عاشقی سرِ هر کوچه بازیِ بچّههای دبستانیست وقتی که میبُرند مدام از هم این عشق نیست، چاقوی زنجانیست تو رفتهای پیادهرَوی اما در سینهی...
به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را...
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
لب ساحل رفتهبر کشتی نشستهمی گوید من دریا بوده امبه دریا رفتهحرف نمی زندبه دریا رفتهباز نمی گردد.علیرضا روشن
خداوندا به فریاد دلم رس...
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
فریاد که سوز دل عیان نتوان کردبا کس سخن از داغ نهان نتوان کرداینها که من از جفای هجران دیدمیک شمه به صد سال بیان نتوان کردوحشی بافقی
هوای تو
-
تاریخ: 1396/2/30 ساعت: 19:07
دو دستم ساقه سبز دعایتگـل اشـکم نثـار خاک پایـت دلم در شاخه یاد تو پیچیـدچو نیلوفر شکفتـم در هوایت به یادت داغ بـر دل مـی نشانـمزدیده خون به دامن می فشانم چو نــی گر نالم از سوز جـدایـینیستان را به آتش می کشانم به یادت ای چـراغ روشـن مـنز داغ دل بسوز
مجموعــه دوبیتی- شهراد میدری
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
چه سوز ممتدی در پیش داریمگمان و شایدی در پیش داریملبت را بر لبم بگذار بانو!زمستان بدی در پیش داریم.چه زرد روشن باز قشنگیچه پرهای پر از ناز قشنگیقناری در قفس هی گریه میکردتو میگفتی: چه آواز قشنگی!.به سمت دورهای دور میبردبه قرن چندم انگور میبردقطار
و چشم های تو بی تردید...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
تو مهربان تر از آن بودی که من همیشه گمانم بود همین همیشه ی نفرینی همیشه رنج جهانم بود بگو! اگر نه به میل من، دلم ز راست نمی گیرد همیشه هر چه تو می گفتی من اشتیاق همانم بود ستاره های عزیزی را از آسمانه ی من بردند و چشمهای تو بی تردید، ع
سمت چشمانت...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
وَ غصه های مرا ای همیشه طوفانی خیال می کنی آخر چه قدر می دانی؟ به ادّعای تو که گفته ای تمامم را هزار مرتبه فهمیدی و پریشـــانی چه لحظه های غریبی که سمت چشمانت هزار پــــل زده ام با نگـاه بارانــی به دور ماه تو آیینه بسته ام هرشب وَ چرخ ها
بردوت...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
مرا به وسوسه ی خیس و دور جاده ببخش مرا به سختی این ماجرای ساده ببخش به داغی هیجانی که با تو زنده شده به اتفاق قشنگی که روی داده ببخش که قرن ها بنشینم به راه آمدنت کنار ثانیه هایی که ایستاده، ببخش مرا اگرکه به خواب دلم سرک بکشی اگر مرا ضر
همزاد...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
"سلام همنفس من سلام ای همزاد به من بگو که چنین تکیه داده ام بر باد چگونه شعله یک عشق می شود خاموش ؟ چگونه فرصت یک نام می رود از یاد ؟ چگونه می شود آن یادهای شیرین تلخ چگونه گم شود آن آشناترین میعاد آهای تو که همیشه موافق دردی موافقی بنویسم
می زنند...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
گرچه هرشب استکان بر استکانت می زنندهرچه تنهاتر شوی آتش به جانت می زنندتا بریزی دردهایت را درونِ دایرهجای همدردی فقط زخم زبانت می زنندعده ای که از شرف بویی نبردند و فقطنیش هاشان را به مغزِ استخوانت می زنند!زندگی را خشک-مثل زنده رودت-می کنندبا تبر بر ر
تلخ
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
تلخ است عمر ما، به شتابش از آن خوشیمعمری که تلخ می گذرد در گذار بِهطالب آملی
خویشتن...
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
محراب سجود خویشتن باید بودمعراج صعود خویشتن باید بودبر گرد حریم خویشتن باید گشتمعمار وجود خویشتن باید بودفیضی ناگوری
نرسیدن
-
تاریخ: 1396/2/28 ساعت: 19:15
ما هیچ وقت به هم نمی رسیمهمیشه سوزنبانی هستکه به وقت رسیدنمانخط ها را عوض کند.رضا کاظمی