ز دلبرم که رساند نوازشِ قلمی؟
کجاست پیکِ صبا گر همی کند کرمی!
نمیکنم گلهای لیک ابرِ رحمتِ دوست
به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی
قیاس کردم و تدبیرِ عقل در رهِ عشق
چو شبنمی ست که بر بحر میکشد رقمی
بیا که خرقه ی من گرچه رهنِ میکدههاست
ز مالِ وقف نبینی به نامِ من درمی!
چرا به یک نیِ قندش نمیخرند؛ آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نیِ قلمی؟
حدیثِ چون و چرا دردسر دهد ای دل
پیاله گیر و بیاسا ز عمرِ خویش دمی
حافظ
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی