دیشب ز تیغ رؤیا، در خون تپیده بودم
بیداری ام جنون کرد،خواب تودیده بودم
تَر بود بستر دل، از چشم هِق هِق من
در پای یادت ای گل، شبنم چکیده بودم
بار گران حسرت، بر دوش ناتوانی
تا منزل توهّم، یکسر کشیده بودم
بسیار دیده بودم، از دیده سیل اندوه
آتشفشانی اش را، کمتر شنیده بودم
ناقوس خون گرفته، در بُرجِ نا امیدی
بار دگر فغان کرد، من خواب دیده بودم
سید حسن حسینی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی