آب…
باد…
گام هایی
که پله ها را
در چرخش یکریز
دور می زند
آواز مسافری
از پس این هلالی های مکرر
به گوش می رسد
چشم هایی خیره
بر دست های نازک و
پیمانه های شکسته بر دیوار
صدایی بس دور
از میان چمدان مسافر
و عتیقه ها
سال هاست
فراموش
حمل می شوند.
رسول معرک نژاد
برچسب: به یاد تشنگی اصفهان ترک برداشت,به یاد تو محمد اصفهانی,به یاد تو اصفهانی,
نویسنده: مهران نوروزی