می کشم جار تو را بین غزلهایی که...
می دهی در دهنم طعم عسل هایی که...
شده از شهد تو سرریز به دوش کلمه
پر شده بسترم از عطر بغل هایی که...
نیمه شب برسر هر سطر مرا می خوانی
پشت دیوار همان بچه محل هایی که
تو بیایی بشوی مطلع منظومه ی من
می زند یک شبه بیرون چه زحل هایی که...
می شود خوب تورا شرح دهم دراین شعر
شده ای فرق همه اصل و بدل هایی که...
آنقدر خوب ترینی که فقط می دزدند
وسط روز تو را جای دکل ها یی که...
می شود برسر این شعربرقصانی ام و...
رقص از رقص تو تا مرز گسل هایی که...
لرزه انداخته برپیکر من خشت به خشت
آنقدر سخت که هرگز نشود از تو نوشت
نسترن حاتمی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی