خرید بک لینک

به دست لفظ به معناشدن نمیگنجم
سکوت آهم و در صد سخن نمیگنجم

مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم

ضمیر مشترکم، آنچنان که «خود» پیداست
که در حصار تو و ما و من نمیگنجم

تن است شیشه و جان، عطر و عمر، شیشۀ عطر
چو عمر در قفس جان و تن نمیگنجم

ز شوق با تو یکیبودن آنچنان مستم
که درکنار تو در پیرهن نمیگنجم

به سر هوای تو میپرورم که مثل حباب
اگرچه هیچم، در خویشتن نمیگنجم
فاضل نظری

برچسب: نویسنده: مهران نوروزی تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 11:36

صفحه بندی