تا قلب من همیشه بگیرد به جای تو... - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 20:33
شعری سروده ام همه از ماجرای تو! زیباتر از سروده ی من چشم های تو ! پایین تر از مسیر تو چادر زدیم تا هنگام رفتنت ، بنشینم به پای توگفتی دلت گرفته ؟ کمی جابه جا شویم !تا قلب من همیشه بگیرد به جای توخوب اند واژه های من اما نه مثل توعالی ست ، شعر من ، نه شبیه صدای توچشم تو مشق شاعری ام می دهد عزیز !هر چه...
که از دست تو خواهد رفت... - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 20:33
تصــور کن بهاری را که از دست تــو خواهد رفتخم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفتشبی در پیـــچ زلف مــوج در موجت تماشا کننسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفتمزن تیـــر خطا آرام بنشین و مگیـر از خـــودتماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفتهمیشه رود بـــا خود میوه غلتان نخواهد داشتبه دست آور اناری...
منتظرم... - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 20:33
گفتی منتظرم نمان اما نمی دانستی من همین که زنده ام یعنی منتظر تو ام کاظم خوشخو
نمیشناسم... - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 20:33
دیگر نگاه سردم او را نمی شناسد دارا که خسته باشد سارا نمی شناسد در مرگ خود نشستم بی هیچ آرزویی این خواب خسته ی من رویا نمی شناسد با این امید پرپر ، از روزهای بهتر بیخود نگو که روحم فردا نمی شناسد صد بار پر در آتش انداختم ، چه سودی ! دیگر زمانه ی ما عنقا نمی شناسد گفتی خدا بزرگ است باید از او بخواهی ...
عشق در تک تک ابیات پریشان من است... - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 20:33
"فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم" دوستت دارم "و از هر دو جهان آزادم " زلزله باشی و ویران کنی از ریشه مرا با نگاهی فقط از سمت تو باز آبادم گاهی اوقات پر از بهت_ سکوتم اما ... زیر لب میل عجیبی ست به یک فریادم پیله ای دور خودم می کشم و میدانم شوق_ پروانه شدن مانده فقط در یادم جان من رو به سبکبالی ای...
عذاب خوبی بود... - تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 20:33
شب گذشته من و او، چه خواب خوبی بود در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بود همیشه موقع دیدار او دلم می ریخت اگرچه ترس نبود، اضطراب خوبی بود گناه نیمه شب ما کلام حافظ شد گناه نیمه شب ما ثواب خوبی بود تفاُلی نزد و یک غزل برایم خواند ولی عجب غزلی! انتخاب خوبی بود "چه مستی است ندانم که رو به ما آورد" جهان به رقص د...
همیشه رفتن و رفتن - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
دلش می خواست نباشد چمدانش را بست تمام شهر را با خود برد... جمال ثریا
زندگی - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
آنقــــدر بـارِ ندامت به وجودم جمع است که اگر پایم از این پیچ و خم آید بیرون لنگ لنگان درِ دروازه ی هستی گیرم نگذارم که کسی از عدم آید بیرون! مسیح کاشانی
دوست داشتم... - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
بر می داشتی می بوسیدی می گذاشتی گوشه ای امن.. ! چقدر دوست داشتم خُرده نان های سرِ راهت باشم ...
پستوها... - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
خدا را شکر، گیر افتاده ام در تور گیسو هاکه خیلی ها گرفتارند با قلّاب ابرو ها!مهاراجای من! از گوشه ی ایوان تماشا کنکه می افتند پیش پای تو در سجده هندو هاچنان عشق این پلنگ خسته را انداخته ست از پاکه هرجا می رود دستش می اندازند آهو ها...مرا «نیش زبانت»، مانع از «نوش لبانت» نیستبه نیشی دل نخواهد کـَـند،...
برای تو... - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
اصلا چرا دروغ،همین پیش پای تو گفتم که یک غزل بنویسم برای تو احساس می کنم که کمی پیرتر شدم احساس می کنم کـه شدم مبتلای تو برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو دل می دهم دوباره به طعـم صدای تو از قـــول من بگــــو بـــه دلت نرم تر شود بی فایده ست این همه دوری، فدای تو دریــــای من! به ابر سپردم بیاورد یک ...
دارد؟! - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
مرنج ار وداع تو ناکرده رفتیم که از خویش رفتن وداعی ندارد... فیاض لاهیجی
دوستت ندارم - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
تو را دوست ندارم، نه دوستت ندارم اما هنگامی که نیستی غمینم و به آسمان آبی بالای سرت و اخترانی که تو را میبینند رشک می برم تو را دوست ندارم اما نمیدانم چرا آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند وبارها در تنهایی از خود پرسیده ام چرا آنهایی که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند تو را دوست ندارم اما هنگا...
عه!!! - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
« صورت ات لاغر شده پسرم یادم باشد گذرم به بازارچه افتاد از عطاری صادقی برای ات جوشانده ی بید بگیرم» مادر نمی داند تا سطری شعر عاشقانه برای تو نوشتم چند کیلو وزن کم کردم لیست اصلاحات به مجلس رفت برای تو شعر نوشتم مطالبات فرهنگیان معوق شد برای تو شعر نوشتم زنی گفت به من دست نزن و خودش تا اینجا به آدم ...
قبول حق - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
اوقــــات شرعیَت به چه شرح است نازنین؟! هر وقت ، دیدمت به نمازم کشانده ای..
حضرت حافظ - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 19:58
ز دلبرم که رساند نوازشِ قلمی؟ کجاست پیکِ صبا گر همی کند کرمی! نمیکنم گلهای لیک ابرِ رحمتِ دوست به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی قیاس کردم و تدبیرِ عقل در رهِ عشق چو شبنمی ست که بر بحر میکشد رقمی بیا که خرقه ی من گرچه رهنِ میکدههاست ز مالِ وقف نبینی به نامِ من درمی! چرا به یک نیِ قندش نمیخرند؛ آن کس که...
دوستت دارم ٬ آسمانم باش ! دوستت ... دوست ! دوستم ٬ داری ؟ - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 6:23
من خودم را هنوز از حفظم ٬ توی این بیت های تکرارینازنینم چقدر در خوابم ٬؟! نازنینم چقدر بیداری ؟!روزهای عمیق می میرند٬ لحظه ها التهاب این تردید ٬می توانم تو را نگه دارم ؟! می توانی مرا نگه داری ؟!دوست دارم تو را نفس بکشم ٬ روی چشمت نگاه من جاریکه تو هر بار توی چشمانت یک سکوت شنیدنی داری !بودنت ٬ ماند...
اجازه میدهی آرزویت کنم؟ - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 6:23
اجازه میدهی آرزویت کنم؟ من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذارهمه بگویند "بیچاره دیوانه شده" من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شومموهایت را شانه کنم، دکمه های پیراهنت را ببندم، دستم را روی صورتتبکشم.. وای دستم را رویِ صورتت بکشم... یعنی تا ...
سرخ و غلیظ در شریانم وزیده ای - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 6:23
سرخ و غلیظ در شریانم وزیده ایشعرست یا جنون به زبانم وزیده ای؟مثل نسیم نیمهء مرداد ماه گرمدر ظهر چشمهای جوانم وزیده ایمن گم شدم درست زمانی که آمدیتو از کدام سمتِ جهانم وزیده ای؟مثل بهار، آمدنت ناگهانی استدر من بدون آنکه بدانم وزیده ای!این بار چندمست که من عاشقت شدم؟این بار چندمست به جانم وزیده ای؟حرف...
کار ِ رود رفتن است - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 6:23
کار ِ رود رفتن استکار ِباد، آمدنکار ِعشق، بردن استکار ِدل، باختن ...کار ِمرگ هر چه هستکار ِماستعاشقانه زیستن.مژگان عباسلو

برچسب‌های مرتبط

دوستت دارم | دوستت دارم عشقم | دوستت دارم ها | اجازه می دهی آرزویت کنم؟ | موهایت در باد | رقص موهایت در باد | باران که میبارد تو در راهی | باران که میبارد | باران که میبارد دلم برایت تنگ | ای در سر زلف تو پریشانیها